سیری در زندگانی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا (س)

سیری در زندگانی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا (س)
رشته تحصیلی : کتابخانه

فرمت فایل : doc

تعداد صفحات : 35

حجم فایل (به کیلوبایت) : 58

فرمت دانلود : رار/ زیپ

مبلغ : 4000 تومان

خرید و دانلود

سیری در زندگانی بانوی بزرگ اسلام حضرت فاطمه زهرا (س)

مقدمه

خلقت نورانی

فاطمه مظهر اجلال خدا جل خدا

خدیجه بانوی مستقل

بانوی فداكار

مادر فاطمه

نخستین كانون اسلامی

دستور آسمانی

دوران آبستنی

ولادت فاطمه (ع)

تاریخ تولد

آرزوی پیامبر (ص) و خدیجه

كـوثـر

نامهای زهرای اطهر (ع)

فضایل بانوی دو سرا

دوران شیرخوارگی و كودكی

فاطمه (ع) بسوی مدینه

قبل از وفات خدیجه (ع)

علی و زهرا (علیهما السلام)

زندگانی علی و زهرا } علیهما السلام {

جنگ و جهاد

حجاب و پوشش فاطمه ( علیها السلام)

«ماجرای سیاسی فدك»

سرای غم

«بیت الاحزان

در ماتم زهرا (ع)

انما یرید الله لیذهب عنكم الرجس اهل البیت و یطهر كم تطهیرا»

منظومه محنت زهرا و آل او
دوشیزگان پرده نشین حریم قدس

 

بر خاطر كواكب ازهر نوشته‌اند
نام بتول بر سر معجر نوشته‌اند

سپاس خداوندی را درخور است كه به بركت اصحاب كسا، عرش و فرش بیافرید و نعمت در آن بگسترانید و از برای جانشینی خود بر روی زمین انسان را از ماند آبی گندیده بسرشت و برای هدایت او پیامبران فرستاد. درود برون از شمارش بر خاتم پیامبران كه با ارائه رسالتش دین خدا را استواری بخشید و بشر را به راه راست رهنمون شد و با وانهادن قرآن و عترت پاك، چراغ شریعت را تا قیام قیامت بیافروخت. و سلام بر گرامی دخت پیامبر، محبوبه داور، همسر حیدر، فاطمه زهرا باد.

صدایی از آن دور دور، از آن دور دور، می آید، كم قوت است اما نافذ، تیز رو، به نشانه دل، دلهای گشاده بر صفا، دلهای اهل، اهل حق، اهل ولایت. این صدا، صدای بانوی بزرگ عالم است و گوش، گوش این خدمتگزاران دیانت. كه مجموعه ای چنین لطیف را پس از بسیار رنج فراهم داشتن. چه رنجی؟ و چرا؟

كوشیدند ناجوانمردانی كه معاصر آن بانو بودند (و یا پس از آن با همان ناجوانمردی، بلكه سخت تر و ریا كارانه تر) كه این صدا را در گلو، و سپس در یادها و خاطره ها خاموش و بی اثر گردانند. گرچه بسیاری را توانستند، اما خداوند عزیز، آنچه را «نمونه آن بسیار» و «پرتوی از آن خرمن روشنی» بود، به عنایت بر ما نگاه داشت «همه شكر گزاریم.» و گویا كه این صدا مستقیم هم آمده است كه چنین صراحت دارد و چنین تأثیر می گذارد. خوبست كه سابقه این امر را میان شیفتگان حق، یاد آوریم تا امید بخش دلها باشد. مردی زنده از «دیار طوس» می شنود صدای رسول خدا را، از ورای قرنها، از ورای كوهها و دره ها و حصارها، حتی از ورای حجاب های تاریخ ما و تاریخ همه حق دوستان كه؛ تو گویی دو گوشم بر آوای اوست؛ دو گوش من. همین گوشها كه در پی گوش دل به انتظار؛ حاضر نشسته است، و با هدایت فطری دل می تواند دریابد حق را، برگزیند حق را، فروگیرد از هر وارده ای؛ حق را كه «شرع داخل» را «عقل درون» را «رسول باطن» را در كنار، و بلكه بر سر ناظر دارد. به همین لحاظ یقین می كند بر حق دریافته و گزیده اش، گوید: درست این سخن، گفت پیغمبر است، یعنی تردید ندارم، بر یقین كامل هستم، خود شنیده ام و خود دریافته ام و مستقیم از گوینده صادق آن، این من، و این گوش دل من «ما كذب الفواد مارای» می‌بیند رسول را در می یابد كلام او را، فرا می گیرد آن را، به گوش، به جان، به دل، و به عمق دل می سپارد. حجابهای حوادث، بدور، غبار سیاستها، بدور، القاآت بد نظران بدور.

این چه كلامی است كه اگر طالب خود را بیدار و حاضر بیند، در هر زمان، در هر جا، خود را به او رساند؟ این كلام برهانی است، این كلام زنده است. چشم و شامه نیز همین توان دریافت را به لطف خدا دارند. اویس را در بیابان، صورت پیامبر، به دیده آمد كه زخم خورده است، بی هیچ تامل كه (حكایت از یقین او در رؤیت بود) سنگ برگرفت، و حواله پشیمانی خود كرد، تا شرط وفا و همدردی و همدلی را گزارده باشد.

پیامبر نیز بوقتی، در معبر كه به سوی خدا می رفت، بوی اویس را شنید و فرمود: «اشم رائحه الرحمن من جانب الیمن» و بسیاری از مومنان مكتب ما، چنین؛ واقعه؛ را داشته اند كه می گفتند: برمشامم می رسد هر لحظه بوی كربلا و آنقدر مكتب ما از این وقایع دارد كه یقین را پای، محكم تر می كند، و عنایت خدا را در هدایت از منع ها و حصارها و پرده ها و… فراتر و برتر، رسا و نافذ می نماید، تا حجت بر همه، بالغ باشد و آنچه دل را روشنگر است و راهنما، به اهل آن برسد كه: هوالهادی……. فاما الذین امنوا فیعلمون انه الحق من ربهم. تو دلیل می طلبی كه واسطه باشد، از عالم حس تو را به مفهوم و با وساطتی دیگر به معنی و معقول برساند. از چنان وجودی براید، نقل آنچه فراتر از خیال و قیاس و گمان و وهم است.

این دفتر از حق سخن دارد و از آن خانه؛ آوایی را ابلاغ می كند كه از نظر خدا در، منتهای رفعت؛ است (فی بیوت اذن الله ان ترفع) و آن خانه خانة وحی است و سخنان پنهان حق؛ پنهان از هر كه اهل معرفت نیست؛ بر آن خانه وارد شده است. و اهل آن خانه، دانا ترند به آن معانی و معارف (اهل البیت ادری بما فی البیت) و در این دفتر، صدای آن وجود ثبت است كه، عزیزترین اهل این خانه است. رسول خدا او را ام خود، اصل خود، مایه اساسی حركت وجودی و رسالتی خود دانسته است (فاطمه ام ابیها.) و حدیث قدسی كه خداوند، گویندة آن است (فاطمه) را اساس خلقت دانسته است و رمز همه رمزها. نه فقط اساس خلق عالم و آدم، كه اساس آفرینش محمد (رسول الله) بود كه حقیقت همه رسالتها است و بقول مسیح (ع) همه پیامبران، لباس نبوت را از او به عاریت گرفته و در برداشته اند.

اساس خلقت علی مرتضی بود كه هم وارث همه لطافت های معنوی انبیای بزرگ بود (آدم و نوح و ابراهیم…) و هم واجد همه محاسن اوصیای بزرگ، و هم نمودار نفس پاك، رسول خاتم، و هم طلایه دار جمع امامان حق، و سرور راهنمایان اهل ایمان، وقاید غر المحجلین.

در آن حدیث قدسی فرمود خدای حكیم كه: لو لا فاطمه لما خلقتكما.

 اگر این وجود كه ناقل حقیقت رسول خدا، در وجودهایی چون حسن و حسین، و سایر عترت پاك او است، نبود. اگر این نشر رحمت از «انا ارسلناك رحمه للعالمین) در تقدیر قرار نمی گرفت. آن بهترین معرفت تنزیل (یعنی: محمد) و آن والاترین بیانگر تاویل (یعنی: علی) را هم نمی آفریدیم. كه طرح خلقت فاطمه، عالم را، و عالمیان را، چنان تواند كرد كه نمودار حكمت خداوندی باشد و (عقل بكمال) را وابدارد كه گوید: فتبارك الله احسن الخالقین. اینك آن آوارا تا (گوش اهل دل) نزدیك می داریم. و به امید اینكه «اهل معنا» آن گاه كه حضور دل دارند (مثل حال نماز. كه لاصلوت الا بحضور القلب) این دفتر را بگشایند و این صدف را به عنایت حق باز كنند تا گوهرها به دست آورند و مرواریدهای غلطان برگردن (وجود) آویزند. تا مصداق باشند: (كونوا لنا زینا) را كه اعتقاد و عملشان مكتب رازیور باشد. اما این صدا را اگر می بینید باغم توام است، از آن است كه خاستگاه دنیایی آن، این اقتضا را داشته است. گاه از آن جاست كه خود را در (شهر پیامبر) چنان بی كس می بینید كه گوید: آیا در این دیار هیچ مسلمانی نیست كه مدافع ما باشد؟

و گاه خود را بین در و دیوار، در فشار دست ستم می بیند، و گاه امام زمان خود را كت بسته و محكم پیش چشم می نگرد. و گاه صورت خود را كبود، و گوشواره اش را افشان بر خاك، احساس می كند. و بالاخره گاه از (بیت الا حزان) آوا به عالم در می‌دهد. همچون ابراهیم، بر فراز (مقام) كه (اذن فی الناس…) و عاقبت از آن جا كه بر ویرانه (بیت الا حزان) ناظر است و (آخرین كلامها) از او فرو می ریزند همچون كلام پر درد همسر او، كه: هذه شقشقه هدرت.

این خاستگاه دنیایی سخن او است كه غم آلوده است. و او (وجود معنایی) بود كه پیش از نمایش خلقت در (نمود) قرار گرفت. او یك ظهور در (دنیا) داشت كه اهل زمانه اش، قدر و والایش را حق شناسی نكردند، اما اثر وجودش، جان هر كه را (اهل) بود، جان شد، و زندگی شد و شور شد و ولایت شد، كه در دلها نوشته اند و به سطر و دفتر انعكاس یافته اند.

بسم الله الرحمن الرحیم (انا اعطیناك الكوثر، فصل لربك و انحر، ان شانئك هو الابتر، صدق الله العلی العظیم.